نامش نیكی است، نام خانوادگیاش كریمی… كمتر بازیگری در بین زنان را میشناسید كه سالهای متمادی، به مانند او سالی چند فیلم بازی كرده و همیشه در حیطه هنر
اینچنین بدرخشد، از كودكی علاقه وافری به هنر داشته تا جایی كه هرگاه «رمان» میخواند، خود را به جای شخصیتهای داستان میگذاشت، آن هم در نقشهای اصلی…
شاید یكی از دلایلی كه این چنین روان بازی میكند، همان تمرینات تك نفرهاش در دوران كودكی بود. «نیكی» سینمای ایران از كودكی دوست داشت، فقط بیاموزد،
بیاموزد و بیاموزد… و به همین خاطر زمانی كه در 19 سالگی به سال 1369، در فیلم «عروس» بهروز افخمی بازی كرد، برایش تا حدی عادی بود كه در این سن و سال كم،
به او لقب اولین سوپراستار زن سینمای ایران پس از انقلاب را دادهاند، چرا كه در دنیای كودكیاش و در كودك درون خود چنین روزی را پیشبینی میكرد و دقیقا هم،
اوضاع به همین شكل رقم خورد، او سوپراستار زن سینمای ایران شد، خیلیها پیش از او بودند و خیلیها هم پس از او آمدند، اما «نیكی كریمی»، همیشه طی این سالها،
نامش بر سر زبانها بود، سالها آموختن و علاقهاش به هنر تنها در بازیگری خلاصه نشد، بلكه یك «مترجم» حرفهای هم است، كتابهایش در بازار كتاب دیده میشود،
كه شاهكار او خاطرات مارلون براندو با نام «آوازهایی كه مادرم به من یاد داد» و «به نزدیكی» میباشد، اما این تنها هنر او نیست، چند سالی است كه در مقام كارگردان و
نویسنده هم فعالیت میكند و همچنین در سالهای اخیر یك پای همیشه ثابت جشنوارههای خارجی به عنوان داور است كه افتخاری برای سینمای ایران میباشد. او یك
انسان بااراده است و سعی میكند كارهایش را به نحو احسن انجام دهد. بانوی سینمای ایران گاهی اوقات هم نقاشی میكشد و با بوم و رنگ روغن هم آشنااست، میگوید:
فعالیت در بخشهای مختلف هنری، باعث میشود بتوانم هر روز یاد بگیرم و بتوانم مفید واقع شوم. گفتگوی هنری این شماره اختصاص دارد به بانوی سینمای ایران، نیكی
كریمی كه نزدیك به 20 سال است از او به عنوان ستاره سینما یاد میكنند.گفتگویی كه مصادف شد با ماه تولد او، آبان ماه و یك تولد پاییزی دیگر…
از سال گذشته با تلفن همراه نیكی كریمی تماس میگرفتیم، تا قرار یك گفتگوی اختصاصی را با وی بگذاریم و همچنین تصاویری اختصاصی از او بگیریم، اما هر بار به زمان دیگری موكول شد، تا اینكه سرانجام «نیكی كریمی»، راضی شد مقابل دوربین خانوادهسبز قرار بگیرد، مكان این ملاقات محله بهار جنوبی تهران، روبهروی «خانه سینما» بود نیكی كریمی با رویی گشاده از ما استقبال كرد، با اینكه گرفتاریهای زیادی داشت و به عنوان داور در جشن خانه سینما شركت داشت، اما از آنجا كه انسانی بسیار مبادی آداب و به زمان و قول و قرار بسیار پایبند است، چند لحظهای از سالن خانهسینما، خارج شد و در كوچهای باریك، مقابل دیواری قدیمی كه مختص بافت قدیمی تهران است، روبهروی دوربین ایستاد. او انسان بسیار رك، راحت و البته جدی است، اگر كاری راكه دوست نداشته باشد، انجام نمیدهد و اگر هم تصمیم به انجام كاری بگیرد آن را انجام میدهد. هنرپیشه فیلمهای عروس، پری، سارا، دوزن، نسل سوخته، دیوانهای از قفس پرید و… خاطرات زیادی را در ذهن علاقهمندان به سینما نشانده است، او را میشناسید؟با او به گفتگو نشستیم…
كودكی و نوجوانی
 |
اصلیت خانوادهاش ، بر میگردد به شهرستان تفرش در استان مركزی ، پدرومادرش مثل همه والدین ایرانی به فرزندانشان عشق میورزد، نام پدر همایون و مادر توران است، ثمره ازدواج این دو، سه فرزند میباشد، دو دختر و یك پسر… در یك روز پاییزی برابر با نوزدهم آبانماه سال 1350 (دهم نوامبر 1971) نیكی كریمی در تهران دیده به جهان گشود… می گوید: فرزند بزرگ خانوادهام و پس از من، سه سال بعد خواهری در خانواده كریمی متولد شد كه نامش را نازنین گذاشتند، كه حالا برای خودش یك خانم وكیل است و پس از او پسری در خانوادهمان به دنیا آمد كه نامش خشایار است، او در رشته روانشناسی تحصیل میكند.
نیكی كریمی از دوران گذشته میگوید: مدرسههای رازی در دبستان، جهان كودك در مقطع راهنمایی و همچنین دبیرستان هدف، مكانهای تحصیلی من بود… پس از اخذ دیپلم تجربی، به آمریكا رفتم و یك سال در آنجا، طراحی لباس خواندم، اما عشق به ایران باعث بازگشت من شد، آن زمان تصمیم من قطعی بود، میخواستم بازیگر شوم…
كریمی از آن دوران یاد میكند: «راستش را بخواهید در دوران بچگی، زیاد درسخوان نبودم. البته تجدید هم میآوردم، یادم میآید یكبار در كلاس اول دبیرستان در درس عربی، نمره بدی آوردم، در ریاضی هم تجدید آوردم، اما شیمی و زبان انگلیسیام، بسیار خوب بود، به خصوص زبان كه به همكلاسیهایم،درس یاد میدادم. اما هیچگاه در كلاسی مردود نشدم. ولی هر سال یك تجدید را در دبیرستان میآوردم. حال و حوصله كلاسهای جغرافی و ریاضی را اصلا نداشتم، بیشتر اوقات هم به بهانه بیماری سر این كلاسها حاضر نمیشدم، یاد آن روزها بخیر.»
هر بچهای در این سنین آرزو دارد كه بزرگ شد، شغلی آبرومند برای خودش انتخاب كند، آقا پسرها معمولا میگویند میخواهیم، خلبان، مهندس، دكتر و دختر خانمها هم میگویند میخواهیم پرستار، خانم دكتر، دندانپزشك و… شویم.
اما نیكی كریمی؛ «بیشتر به نویسندگی فكر میكردم، كریمی مثل خیلی دیگر از بچهها در این كره خاكی، در دوران كودكیاش علاقه وافری به كارتون داشت «تنتن، سندباد و علیبابا، خانواده دكتر ارنست و… كارتونهای مورد علاقهام بود. ضمن اینكه از كودكی علاقه شدیدی به ترجمه داشتم.»
تشویقهای پدر
تمام فرزندان، زمانی كه بزرگ میشوند، مشوقی دارند و این مشوقها از اعضای خانواده هستند و البته گاهی اوقات هم معلمها، اما مشوق نیكی كریمی چه كسی بود؟ «مادر اوایل مخالف بازیگر شدن من بود، اما پدر از من حمایت میكرد و سرانجام مادر هم موافقت خود را با بازیگری اعلام كرد.»
كریمی خاطرات دیگری را به یاد میآورد «در دوران دبیرستان، یك تئاتر مدرسهای داشتیم كه در خود مدرسه بارها آن را اجرا كردیم و مورد استقبال قرار گرفت، یادم میآید آن زمان تئاتری اجرا میكردیم كه نامش «فروغ» بود، این تئاتر آن چنان مورد استقبال قرار گرفت كه به دبیرستانهای مختلف میرفتیم و آن را به نمایش میگذاشتیم.» اما چه شد كه او به بازیگری رو آورد؟
«علاقه به بازیگری از كودكی در وجود من بود، كتابهای زیادی میخواندم كه بیشترشان رمان بود، خودم را جای شخصیت اصلی داستان میگذاشتم و از همان زمان بود كه علاقه به بازیگری در وجود من رشد كرد و من هم سعی كردم آن را پرورش دهم و اینگونه شد كه به بازیگری رو آوردم.»
ورزش
نیكی كریمی در دوران دبیرستان، تنها به بازیگری علاقه نداشت، او به ورزش هم میپرداخت. «فوتبال را دوست دارم، طرفدار تیم خاصی نیستم، اما تیم ملی را خیلی دوست دارم و سعی میكنم كه بازیهای تیم ملی را ببینم، دوست دارم، ایران، همیشه برنده شود، در سطح باشگاهی باید بگویم، سایپا را به خاطر علی دایی دوست دارم. او شخصیت جالبی دارد و فعل خواستن را به درستی صرف كرده است، دایی مربی بسیار باشعوری است و تجربیات زیادی از سالها بازی در تیم ملی و آلمان به همراه دارد.»
نیكی كریمی به تنیس و شنا هم علاقه زیادی دارد و هنوز هم به این دو ورزش میپردازد.
«تنیس را به صورت اختصاصی بازی میكنم و به پیشرفتهای قابل توجهی هم رسیدهام، در رشته كرال سینه شنا هم در 15 سالگی در آموزشگاههای تهران اول شدم، هنوز آن كاپ قهرمانی را دارم.» كریمی هم مثل هر ایرانی دیگر، گل خداداد عزیزی به استرالیا با پاس علی دایی را هیچگاه از یاد نمیبرد.
درست آموختن
نیكی كریمی در فیلمهای زیادی ایفای نقش كرده است، اولین فیلم او بازی در «وسوسه» بود و سپس «عروس»، همان فیلمی كه او و ابوالفضل پورعرب را به اوج شهرت در سینمای پس از انقلاب رساند. او در بین فیلمهایش بازی در سارا را خیلی دوست دارد، میگوید: «فكر كنم بهترین فیلم داریوش مهرجویی هم بود، البته باید به پری هم اشاره كنم.»
كریمی بازیگری را با دل و جان دوست دارد. «به نظر من هر بازیگری باید از خود شناخت داشته باشد، چرا كه هر بازیگری میتواند نقشی را به خودش نزدیك و سپس به همان اندازه آن را از خود دور كند كه این امر بسیار پیچیده است. بازیگر میتواند، یك موجود جدید را پرورش دهد و آن را به وجود بیاورد. این قانون بازیگری است و اگر كسی چنین حسی نداشته باشد، نمیتواند به موفقیتی برسد.»
نیكی كریمی میگوید: «من بازیگری را با علاقهای كه به ادبیات و هنر سینما دارم، به طور آگاهانه انتخاب كردم، فكر نمیكنم، من چیزی را طی مدت بازیگریام از دست داده باشم، در هر فیلمی كه بازی و یا كارگردانی میكنم، به دنبال آموختن هستم، هر نقشی برای من تجربه جدیدی دارد، هر نقشی برای من لذت جدیدی دارد.انسانهایی به موفقیت میرسند كه سعی میكنند درست بیاموزند و از تواناییهای خود نهایت استفاده را ببرند.»
اما نیكی سینمای ایران، اعتقادهای جالب دیگری هم در زمینه بازیگری دارد «من در انتخاب نقشهایم همیشه از خود وسواس به خرج میدهم، اما چند فیلمی هستند كه انتخاب برای بازی در آنها اشتباه بود، اعتراف میكنم به خاطر پول در آنها بازی كردم. گرچه باید بگویم طی سالها بازیگری،برای من نقش و كارگردان مهمتر از پول بوده است.»
اعتماد به زنان ایرانی
باید به زنان ایرانی اعتماد كرد، آنها باید خودشان باشند و برای خود تصمیم بگیرند. آنها باید خودشان را نشان دهند تا دیگران به آنها اعتماد كنند، پدر و مادر من همیشه به من اجازه دادند كه خودم برای كارهایم تصمیم بگیرم، میدانید چرا؟ به این خاطر كه اگر آنها به من اعتماد نداشتند، مرا آزاد نمیگذاشتند تا برای آیندهام تصمیم بگیرم. از زمانی كه وارد جامعه شدم، هیچ وقت تفكرم این نبود كه والدینم باید هوای مرا داشته باشند، اعتقاد من این بود كه باید روی پای خودم بایستم… همیشه به دنبال جستجو بودم، دلم میخواست، خودم پول در بیاورم و هنر بهترین راه بود. یادم میآید، زمانی كه در عروس بازی كردم، برای یك سال به آمریكا رفتم، آنجا تصمیم گرفتم كه بازیگری را كنار بگذارم و به رشته تحصیلیام طراحی لباس بیشتر فكر كنم. پس از عروس، پیشنهادهای زیادی به من شد، پیشنهادهای سینمایی كه در زمان خودش از لحاظ مادی عالی بود، اما من نپذیرفتم، میدانید چرا؟ چون ابتدا برایم یادگیری مهم بود، نه پول در آوردن و این رویه را ادامه دادم.
همان زمان اعتقاد داشتم تصمیمی بگیرم كه بعدها پشیمان نشوم و به آن افتخار كنم. دلم نمیخواست تنها یك بازیگر باشم و از آنجا كه دورنمای نگاهم فراتر از یك بازیگر بود، باید هزینه آن را میپرداختم، باید میخواندم، باید فیلم میدیدم و روی خودم بیشتر كار میكردم، از این بابت كه بیشتر یاد بگیرم و این یادگیریها را در زندگی هنری به كار برم.
ستاره ماندگار
خیلی از اصحاب سینما چنین باوری دارند، «نیكی كریمی جزو معدود بازیگرانی است كه توانسته بیش از یك دهه، یك ستاره ماندگار در سینمای ایران بماند و در این عرصه در زمینههای مختلف هنری فعالیت مستمر داشته باشد» اما نیكی كریمی چه اعتقادی دارد؟ «به نظر من هیچ آدمی نباید تنها روی یك كار متمركز بماند، هر آدمی باید شخصیت درونی خودش را كشف كند، به نظر من، انسانها، رنگهای مختلفی دارند كه باید روی هر كدام از این رنگها كار كنند.»
فیلمسازی
او در سالهای اخیر سه فیلم ساخت، «داشتن یا نداشتن»، كه یك فیلم كوتاه بود و دو فیلم بلند به نامهای «یك شب» و «چند روز بعد»… تمامی فیلمهای این فیلمساز جوان، حرفهای زیادی برای گفتن دارد، او در آینده میخواهد فیلمسازی را به شكل جدیتری ادامه دهد.«باید از جایی آغاز میشد، زمانی كه بازیگری را آغاز كردم، چیزی نمیدانستم، اما رفته رفته شروع به یاد گرفتن كردم، در زمینه کارگردانی هم، اوضاع به همین شكل است، باید رفتهرفته یاد بگیری، تمام سعیام را كردهام كه توانم را به طور تمام و كمال ارائه دهم. تا جایی كه در توان دارم، تلاش كنم، برای هر چه بهتر شدن… من در فیلمهایی كه ساختم روی فیلمنامهها، خیلی كار كردم، برای مثال در فیلم «داشتن یا نداشتن» كه موضوع آن ارتباط داشت با زوجی كه بچهدار نمیشدند، به خاطر نوشتن فیلمنامه، خیلی مصاحبه و تحقیق كردم، به خصوص با آنهایی كه به خاطر بچهدار نشدن از یكدیگر جدا شدند، تحقیق كردم و در پایان به نظرم فیلم خوبی از آب در آمد، در داستان «یك شب» هم سعی كردم واقعیتها را مقابل دوربین ببرم. در داستان «یك شب»، موضوع عشق در بیشتر فیلم دیده میشود، نقش دكتر در این فیلم به خود من بسیار نزدیك بود، به خصوص از لحاظ كلامی…» بحث به عشق كشیده شد، عشق از نظر نیكی كریمی چیست؟ «یعنی انسانها از عشقهای زمینی جدا شوند و به عشق واقعی كه خداوند است، نزدیكتر شوند، ما باید ابتدا عاشق خودمان باشیم، عاشق استعدادهایمان، ما باید وجود خداوند را در خودمان پیدا كنیم و عشق واقعی یعنی همین…»
نیكی كریمی از زندگیاش راضی است؟ «خدا را شكر، به هر چه میخواستم رسیدم، او تلاشهای مرا بیجواب نگذاشت و از خدا سپاسگزارم.»
جشنوارههای خارجی
 |
نیكی كریمی از معدود بازیگران زنی است كه به عنوان داور در جشنوارههای خارجی شركت میكند و همچنین فیلمهایش را هم در جشنوارههای خارجی به نمایش گذاشته است. ضمن اینكه جوایزی به عنوان بهترین بازیگر زن از جشنوارههای سنسباستین، سه قاره نانت، قاهره مصر و «تائورمینا»ی ایتالیا را از آن خود كرد و این جوایز برایش افتخار است، گرچه در جشنوارههای فجر، او تنها توانست یكبار سیمرغ بلورین را از آن خود كند. او شش بار كاندیدای دریافت سیمرغ بلورین در جشنوارههای فجر شد، میگوید: «از این موضوع ناراحت نیستم، معمولا در مراسم پایانی شركت نمیكردم، چون میدانستم جایزه به من نمیرسد، به این خاطر كه در آن سالها، بازی من با سلیقههای داوری متفاوت بود. جایزه نگرفتنم موضوع خاصی نبود و برنده نشدنم را جدی نمیگیرم و به آن فكر نمیكنم. به روزهای آینده فكر میكنم، به كارگردانی كه باید روز به روز بهتر شود، به كتاب جدیدم فكر میكنم كه ترجمه اشعار ژاپنی است، به نوشتههایم برای ساخت فیلمهای جدید فكر میكنم، به پیشنهادهای جدید در عرصه بازیگری فكر میكنم. اینها مشغولیات ذهنی من است. باید سعی كنم روز به روز بهتر شوم، هرچقدر هم كه بیاموزی باز هم كم است، هر چقدر كه بدانی ، باز هم انگار كه نمیدانی، هر كه فكر كند میداند در واقع نمیداند… باید سعی و تلاش كرد و آموزش دید.»
به نظر من سینما آموختنیهای فراوانی دارد، شخصا به یادگیری در عرصههای مختلف علاقهمند هستم و همیشه عطش یادگیری دارم.
تلفن همراهش را همیشه پاسخ میدهد، برخلاف خیلی از بازیگران كه یا روی پیامگیر است و یا خاموش میكنند.
به وقت و زمان اهمیت زیادی میدهد، اصولا فرد با برنامهای در زندگی است. از بدقولی همیشه فاصله میگیرد.
مطالب پس از صفحهبندی بهمنزل نیكی كریمی فرستاده شده، تا او به مطالعه آن بپردازد و نظرات خود را اعمال كند.
فیلم جدید نیكی كریمی به نام «چند روز بعد» روانه بخش مسابقه آسیایی جشنواره توكیو شد. این جشنواره از 28 مهر تا 6 آبان به طول میانجامد. گرچه آخرین فیلم او در جشنوارههای موزه هنرهای زیبای آتلانتا، جشنواره هنگكنگ و شیكاگو به نمایش در آمد. چند روز بعد براساس طرحی از خود نیكی كریمی و به قلم شادمهر راستین است. این فیلم داستان زنی به نام شهرزاد با بازی خودش را به تصویر میكشد كه باید یك تصمیم مهم در زندگیاش بگیرد. در چنین زمانی او میخواهد زندگی در تهران را تجربه كند… از دیگر بازیگران این فیلم باید به نیلوفر خوشخلق همسر امین حیایی در نقش غزاله، احسان امانی در نقش تابش، بهزاد دورانی در نقش حجتی، علیرضا انوشفر در نقش رضا و حسام نورانی در نقش محمود اشاره داشت.
آخرین فیلمی كه نیكی كریمی مقابل دوربین آن رفته، نامش سپیدهدم میباشد كه به احتمال زیاد نام آن تغییر خواهد كرد. كارگردانی این فیلم برعهده شهرام شاهحسینی است.
نیكی كریمی دو فیلم در نوبت اكران دارد؛ جعبه موسیقی و سه زن.
معیارهایم برای انتخاب نقش، تاثیرگذاری آن بر روی بیننده است، نقشی كه برای تماشاچی باوركردنی باشد. ضمن اینكه خودم به آن نقش اعتقاد داشته باشیم.
بازی در فیلم عروس را خیلی دوست داشتم. دوست دارم دوباره آن نقش را بازی كنم.
میگویند در بچگی، بسیار گوشهگیر بود، حتی اگر مهمانی خانوادگی هم میرفت، خودش را با كتابهایش سرگرم میكرد.
اعتقاد دارد كه هنرمندان باید از زندگی شخصیشان مراقبت كنند و هر انسانی كه مشهور میشود باید حواسش جمع باشد و به این رفتار نباید گفت: غرور… غرور با بیادبی تفاوت دارد. او به همه انسانها احترام میگذارد و محال است كه به كسی بیاحترامی كند.
برای انتقاد، ارزش قائل است، به این شرط كه چه كسی از او انتقاد كند. اما اگر انسانی سواد انتقاد نداشته باشد، به آن توجه نمیكند.
در دنیای هنر، از بازی آلپاچینو و مریل استریب خوشش میآید و در دنیای كارگردانی، به كارهای استیون اسپیلبرگ و مارتین اسكورسیزی علاقه وافری دارد.
از ناعدالتیها، دلش میگیرد و از انسانهایی هم كه حق افراد را میخورند، خوشش نمیآید.
اعتقادش این است: همه هنرها، وابسته به هم هستند، هنرمند باید به همه علاقههایش در زمینههای مختلف بپردازد و پیش برود.
كسی كه كار هنری میكند، هیچگاه زندگی عادی ندارد.میگوید: به همین خاطر هیچ چیزی كهنه و تكراری نمیشود، زمانی كه در پشت دوربین و جلوی آن هستیم، در حال یاد گرفتن هستیم و هیچگاه دچار كسالت و بیهودگی نمیشویم.
كریمی همیشه سعی میكند مسئولیتهایش را به درستی انجام دهد، انسان باوفا و با ارادهای است، گرچه خیلیها میگویند او بسیار زود عصبانی میشود، اما نمیشود از مهربانی او به سادگی گذشت. باید اشاره داشت كه نیكی كریمی یك انسان كاملا جدی است.
بــازیهــای او
وسوسه (جمشیدحیدری، 1368) عروس (بهروز افخمی،1369)، رد پای گرگ (مسعود كیمیایی، 71-1370)، سارا (داریوش مهرجویی، 1371)، پری (داریوش مهرجویی، 1373)، بوی پیراهن یوسف (ابراهیم حاتمیكیا، 1374)، سایه به سایه (علی ژكان، 1374)، برج مینو (ابراهیم حاتمیكیا، 1374)، روانی (داریوش فرهنگ، 1376)، جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، 1376)، بازیگر (محمدعلی سجادی، 1377)، دو زن (تهمینه میلانی، 1377)، سیب سرخ حوا (سعید اسدی، 78-1377)، دختران انتظار (رحمان رضایی،1378)، نسل سوخته (رسول ملاقلیپور، 1378)، هزاران زن مثل من (رضا كریمی،1379)، نیمه پنهان (تهمینه میلانی، 1379)،دیوانهای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، 81-1380)، بر باد رفته (صدرا عبداللهی، 1381)، واكنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381)، باج خور (فرزاد موتمن،1382)، نوك برج (كیومرث پوراحمد، 1384)، پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان، 1384)، ستارهها ( فریدون جیرانی، 1384)، شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1385)
برگرفته از : مجله خانواده سبز